بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت سی :
قریب به دو ماه گذشت...
سیاوش با سروسامان دادن امور کاری و اجازهی پروانه خانم بالأخره فرصتی یافت و همراه آتیه راهی سفر شد.
خانواده حاج اصغر و دایی سینا و علیالخصوص زندایی شکوه به قدری آنها را تحویل گرفتند که آتیه برای داشتن چنین قوم و خویشی به سیاوش غبطه میخورد. البته در بین اقوام نرگس خانم دوشیزگان زیبایی هم بودند و آتیه از فکر اینکه بین آن همه انتخاب شدهی سیاوش بود ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

میم
0چه سخنرانی پرباری ولی انصافا راست گفت حالا جدا از دونفره ای که البته دیگه وجود نداره الان دوماه آخرو ودوقلو سنگینتره آتیه باید زودتر از قبل بره خونه نه دیرتر 🙏